واژه ی ابدی
در این سیه چرده شب
در این غربتکده
این ویرانه ی خموش
در این بغض اندوهناک نفرین شده
در این شهر نقاب زده
کز شاخه های چشم هوس آلود مردمانش
هر دم هزاران نیرنگ می بارد
خود را به گیسوانت
خواهم آویخت
در این نفس تنگی واژه های مهربانی
دراین بن بست کوچه های خاطره
و این نگاه های بی رمق
و ذهن مشوش پنجره های ترک خورده
خود را به گیسوانت
خواهم آویخت
فوران
واژه ی
زیبای
یادهای
همیشگی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت توسط م.ته نيا
|
به تاسه ي هه ناسه كانتانم (م.ته نیا)